دولت از یکسو مردم را از خرید فیلترشکن و VPN منع میکند و از سوی دیگر، اینترنت بدون محدودیت را با هزینههای بالا در اختیار برخی کسبوکارها و گروههای خاص قرار میدهد. همین موضوع باعث شده بسیاری این طرح را «فیلترشکن اسلامی» بنامند؛ دسترسیای رسمی، اما فقط برای کسانی که توان پرداخت آن را دارند.
اینترنت امروز دیگر یک ابزار ساده نیست؛ بخشی از زندگی روزمره مردم است، درست مانند آب و برق. اما در شرایط فعلی، دسترسی آزاد به اینترنت به کالایی لوکس تبدیل شده و بسیاری از مردم عادی ناچارند برای انجام کارهای روزمره، آموزش، ارتباطات یا فعالیت اقتصادی به بازار سیاه فیلترشکنها مراجعه کنند.
حالا این پرسش مطرح میشود که اگر اینترنت آزاد و بدون فیلتر، یک راهکار درست و ایمن است، چرا فقط عدهای خاص باید با پرداخت هزینه به آن دسترسی داشته باشند؟ و اگر این مدل دسترسی مشکلدار است، چرا بهصورت رسمی ارائه میشود و با آن برخوردی صورت نمیگیرد؟
منتقدان معتقدند دولت پس از ناکامی در حذف کامل فیلترشکنها، حالا به سمت مدیریت و درآمدزایی از همین نیاز عمومی حرکت کرده است؛ نیازی که خودِ فیلترینگ آن را ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، اینترنت محدود برای مردم نهتنها هزینه اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده، بلکه به بستری برای شکلگیری یک بازار بزرگ و پرمنفعت نیز تبدیل شده است.
ادامه این روند میتواند شکاف دیجیتالی را در جامعه عمیقتر کند؛ جایی که گروهی با اینترنت آزاد و بدون محدودیت به جهان متصل هستند و بخش بزرگی از مردم باید با اینترنتی محدود، کند و فیلترشده زندگی کنند.




