«جهان هر دم در گردش است، اما شما هنوز بر همان نقطه‌ای... "ثابتی"!»

به گزارش نیمروز، این روزها فیلم کوتاهی از امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد؛ او با اشاره به خاطره‌ای از دوران دانشجویی‌اش که با شکایت شهید علی‌لاریجانی و دخالت برادرش، املی لاریجانی در ریاست دستگاه قضا، از دادگاهی به دادگاه دیگر کشانده شده، می‌گوید: «دنیا مدلش این است. همه چیز مدام جابه‌جا می‌شود. همه چیز می‌چرخد.» فیلم به زمان رد صلاحیت شهید لاریجانی در انتخابات ومربوط است که بعدا با نماینده شدن ثابتی نیز همراه شد. او سپس با طعنه می‌افزاید که امروز علی‌لاریجانی ردصلاحیت شده و چه بسا او بالاتر برود و ….

قصد این سطور، تطهیر یا معصوم سازی از چهره شهید لاریجانی نیست. کارنامه او و مقایسه تأثیراتش در نظام با چهره‌های نوظهوری چون ثابتی، خود مجال دیگری می‌طلبد. اما سخن با خود ثابتی و امثال اوست که شایسته است در گفته‌هایشان و مواضعشان تا این حد بی پروایی نداشته باشند.

آری، دنیا می‌چرخد. همین چرخش است که روزی فردی با ۶ درصد آرای تهران را ناگهان به مجلس می‌فرستد و بالا می‌برد. اما این همان گردونه‌ای است که در سال ۱۳۵۸، با جمعیتی بسیار کمتر، نفر دوم انتخابات تهران را با یک میلیون و پانصد و پنجاه هزار رأی بر کرسی نمایندگی شاند و حالا شما با چندین برابر جمعیت واجد شرایط رای دادن، تنها ۴۸۰ هزار رأی آورده‌اید و باز هم نفر دوم شده‌اید. این نیز از همان چرخش‌هاست.

شما جوانی پرتلاش و فعالید، اما بسیاری از آموزه‌هایتان را از کسانی گرفته‌اید که امروز – دقیقاً امروز – هزینه بی‌پروایی‌هایشان را ملت و نظام می‌پردازند. تندروی، جز برخورد به دیوارها ثمری ندارد. و آنگاه که بر دیوار کوبیدید، چون بسیاری از همفکرانتان که آتش تندشان به هزینه سازیها منجر شده و کشور را به سوی جنگ سوق داد، سکوت می‌کنید و تماشاگران باران موشک‌ها می‌مانید.
در همان جنگ هم لاریجانی مثل بزرگواران دیگر شهید می‌شود.
همین را از تاثیر لاریجانی بدانید کافی است؛ وقتی که او حرف زد و آمریکا را به چالش کشید، ترامپ در برابر آن حرفها گفت که اصلا لاریجانی را نمی‌شناسد، مشخص بود که اتفاقاً خوب هم می‌شناسد و از آن حرفها خشمگین است. چرا که در اولین فرصت به دست آمده، فرمان ترورش را صادر کرد و علی لاریجانی شهید شد.
کاش مواضع شما از سر غفلت باشد، تا مبادا به همکاری حرفه‌ای با دشمن متهم شوید. برخی راه‌ها برای شما راه به نظر می‌رسند، اما برای این مملکت بیراهه‌اند.
این سخن به معنای انکار حق نقد نیست. نقد اصولی، آگاهانه و همراه با پروا، نه تنها حق که وظیفه است. شما می‌توانید بر اساس اطلاعاتی که از پیرامون و از دوستانتان در ادارات و نهادهای متعدد به دستتان می رسد، افشاگری و نتقاد کنید، نطق کنید، حرف بزنید. اما به این گردونه و چرخشِ روزگار نیز بیندیشید. همه چیز را ویران نکنید. هیچ چیز و هیچ کس مطلقاً سیاه یا سفید نیست. چه عجیب است که شما و همفکرانتان همه چیز را قطبی می‌بینید، اما هنگام پاسخگویی، سکوت را بر می‌گزینید.