امضای تفاهم‌نامه همکاری میان بانک شهر و باشگاه شمس‌آذر قزوین، در شرایطی که مدیرعامل این بانک به‌طور همزمان در رأس کنسرسیوم بانکیِ مالک باشگاه پرسپولیس قرار دارد، بار دیگر موضوع حساس «تعارض منافع» در فوتبال ایران را به صدر توجهات بازگردانده است.

به گزارش نیمروز، در حالی که فوتبال ایران سال‌هاست با چالش شفافیت مالکیتی و تعارض منافع دست‌وپنجه نرم می‌کند، امضای تفاهم‌نامه همکاری میان بانک شهر و باشگاه شمس‌آذر قزوین بار دیگر این پرسش را به‌صورت جدی مطرح کرده است: مرز میان «حمایت تجاری» و «کنترل مؤثر» کجاست؟ بر اساس خبر رسمی منتشر شده، در مراسمی با حضور استاندار قزوین و مدیرعامل بانک شهر، تفاهم‌نامه همکاری تجاری میان بانک شهر و باشگاه شمس‌آذر قزوین به امضا رسیده؛ تفاهم‌نامه‌ای که محور آن صدور کارت هواداری و ارائه بسته‌های تشویقی به هواداران این باشگاه عنوان شده است.

در ظاهر، این همکاری در چارچوب فعالیت‌های اقتصادی و بازاریابی تعریف می‌شود؛ اما جایگاه امضا کننده این قرارداد، موضوع را وارد سطحی فراتر از یک همکاری ساده می‌کند. نقطه حساس ماجرا کجاست؟ محمدمهدی احمدی، مدیرعامل بانک شهر، همان مدیری است که بانک متبوعش به‌عنوان رکن اصلی کنسرسیوم بانکی مالک باشگاه پرسپولیس شناخته می‌شود. کنسرسیومی که عملاً کنترل مدیریتی و مالی یکی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های فوتبال ایران را در اختیار دارد.

حالا همین مدیر، در جایگاهی دیگر، پای قرارداد همکاری با باشگاهی را امضا کرده که در همان لیگ و همان ساختار رقابتی حضور دارد. اینجاست که بحث تعارض منافع به‌طور جدی مطرح می‌شود؛ مفهومی که هم در اساسنامه فدراسیون فوتبال ایران و هم در مقررات فیفا و AFC، به‌عنوان خط قرمز سلامت رقابت‌ها شناخته شده است. همکاری تجاری یا نفوذ مدیریتی؟ مدافعان این تفاهم‌نامه احتمالاً تأکید خواهند کرد که بانک شهر «مالک» شمس‌آذر نیست و صرفاً یک همکاری تجاری شکل گرفته است.

اما مسئله تعارض منافع، صرف مالکیت رسمی نیست؛ بلکه کنترل مؤثر، نفوذ تصمیم‌ساز و وابستگی مالی را نیز در بر می‌گیرد. در فوتبال حرفه‌ای، وقتی یک نهاد اقتصادی یا شخص حقیقی همزمان در تأمین منابع مالی دو باشگاه فعال است، امکان تأثیرگذاری بر سیاست‌های اقتصادی، تبلیغاتی یا حتی ساختار مدیریتی را دارد و در رأس این نهاد، فردی قرار دارد که مستقیماً در تصمیم‌سازی باشگاه اول نقش کلیدی ایفا می‌کند، این وضعیت، دست‌کم از منظر حقوق ورزشی، وارد منطقه خاکستری تعارض منافع می‌شود؛ حتی اگر در ظاهر همه چیز «قانونی» به نظر برسد.

سابقه‌ای که نباید فراموش شود فوتبال ایران پیش‌تر هم تجربه‌های مشابهی داشته است؛ از جمله مالکیت همزمان دو باشگاه تبریزی توسط محمدرضا زنوزی که در نهایت، تحت فشار افکار عمومی و الزامات حرفه‌ای، به واگذاری یکی از آن‌ها انجامید. آن تجربه نشان داد که حتی اگر قانون به‌صراحت وارد نشود، اصل سلامت رقابت ایجاب می‌کند چنین وضعیت‌هایی اصلاح شوند.پرسش‌هایی که بی‌پاسخ مانده‌اند، در ماجرای تفاهم‌نامه بانک شهر و شمس‌آذر، چند سؤال کلیدی مطرح است؛ آیا فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ، این همکاری را از منظر تعارض منافع بررسی کرده‌اند؟ آیا حدود و ثغور این همکاری به‌گونه‌ای تعریف شده که امکان نفوذ ورزشی یا مدیریتی را منتفی کند؟ و مهم‌تر از همه، اگر فردا پرسپولیس و شمس‌آذر در موقعیتی حساس روبه‌روی هم قرار بگیرند، چه تضمینی برای رفع شائبه‌ها وجود دارد؟ امضای تفاهم‌نامه میان بانک شهر و شمس‌آذر، به‌خودی‌خود تخلف محسوب نمی‌شود، اما در بستر مالکیت کنسرسیومی پرسپولیس، نیازمند شفاف‌سازی دقیق و نظارت نهادی است و با این شرایط می‌تواند تخلف آیین‌نامه‌ای محسوب شود.

فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌هایی نیاز دارد که نه‌تنها «قانونی»، بلکه قابل دفاع در افکار عمومی باشند. نادیده گرفتن این حساسیت‌ها، شاید امروز مسئله‌ای ایجاد نکند، اما فردا می‌تواند هزینه‌ای سنگین برای اعتبار لیگ برتر و ساختار مدیریتی فوتبال کشور به همراه داشته باشد.