شهریور ۱۳۲۰ وقتی مسئولین حکومتی با شتاب خود را به کاخ سعدآباد می‌رسانند و گزارش حساس و تلخ عبور متفقین از مرزها و اشغال مناطقی از کشور را به رضاخان می‌دهند، ناگهان او سوالی می‌پرسد که باعث شگفتی و تاسف حاضران در جلسه می‌شود.
عباسقلی گلشائیان» که در زمان اشغال ایران توسط متفقین، وزیر دارایی بوده است، در صفحه 55 کتابش راجع به لحظات آغازین حمله دشمنان به کشور، خاطره‌ی مهمی نقل می‌کند که نشان دهنده زوایای پنهان شخصیت رضاخان است.گلشائیان مطرح می‌کند:‌«در جلسه‌ای که با شاه داشتیم، آقای فروغی نقشه را نشان داد که منطقه اشغالی روس‌ها عبارت بود از: مازندران، گرگان، قزوین، گیلان و آذربایجان. منطقه اشغالی انگلستان هم شامل کرمانشاهان و خوزستان می‌شد. یک‌مرتبه شاه عبارتی گفت که حقیقتاً مایه‌ تاسف و تعجب شد. شاه گفت: پس املاک ما چه می‌شود؟ این نقاط که تمام املاک ما است»!
این خاطره، هرچند کوتاه است اما به خوبی نشان می‌دهد که نفر اول حکومت پهلوی، در خطرناک‌ترین حادثه آن دوران، چه میزان به فکر مردم بی‌پناه و خاک وطن بوده است.

میزان املاک رضاخان

اما مگر املاک رضاخان چقدر بوده که در آن برهه حساس و حیاتی، اینچنین فکرش را مشغول کرده بود؟ چرا روزنامه‌ای در فرانسه راجع به رضاخان و عملکردش چنین نوشته بود: « در ایران جانور عجیبی پیدا شده که مثل شَتِه عمل می‌کند، با این تفاوت که شته برگ درختان را می‌خورد ولی این جانور تاجدار زمین‌خوار است و هرچقدر هم املاک مردم را می‌خورد، باز هم سیر نمی‌شود.»برای پاسخی دقیق و مستند به این پرسش‌ها، به مذاکرات مجلس بعد از خروج رضاخان در سال ۱۳۲۰ مراجعه می‌کنیم. در آن ایام، دیکتاتوریِ رضاشاه از کشور رخت بسته بود و نمایندگان، دیگر نگران از دست دادن جانشان به‌علت انتقاد و بیان واقعیات نبودند.
از این رو جلسات زیادی از مجلس، به تعیین و تکلیف املاک رضاخان اختصاص می‌یابد و وزیر دادگستری نیز به نمایندگی از دولت، در مجلس حاضر می‌شود. مباحث طرح شده در این جلسات، حقایق بسیاری را روشن می‌سازد که در ادامه بخش‌های مهمی از آن‌ها را مرور می‌کنیم:«مویداحمدی» عضو هیات رئیسه مجلس و از اعضای ناظر بر ذخایر اسکناس کشور، در جلسه علنی مجلس نطق می‌کند: «باید صریحاً گفت املاک مردم را غصب کرده‌اند، تصرف کرده و برده‌اند (نمایندگان: صحیح است) از چه می‌ترسید امروز دیگر؟ (صحیح است- صحیح است) بردند آقا املاک مردم را، املاک مردم را بردند و غصب کردند و باید مسترد شود به صاحبانش (صحیح است) شاه سابق را می‌دانم ۱۷ سال در این مملکت سلطنت کرد و ایشان ۴۴ هزار سند مالکیت صادر کرده‌اند!»نماینده‌ای دیگر به نام «سیدیعقوب انوار» می‌گوید: «خدا هم همچو کاری نمی‌توانست بکند!» (خنده نمایندگان)«موید احمدی» ادامه می‌دهد: «۱٠٠ دینار نیست، ۴۴ هزار سند است!»«ملک‌مدنی» در این زمینه می‌گوید: «مردم را از سواد کوه، نور، کجور و… کوچ دادند و آنها را بردند به شیراز و کازرون و بنادر جنوب و نقاط کرمان. الان این مردم بیچاره یک قسمتشان مرده‌اند و یک قسمت‌شان به کلی از همه چیز ساقط شده‌اند و یک دسته‌شان هم آمده‌اند اینجا و در مجلس متحصن شده‌اند.»«سیدیعقوب‌ انوار» با گریه و بغض بیان می‌کند: «من تظلم مردم را می‌گویم، شما دیدید و حاضر بودید که جان مردم، مال مردم، ناموس و بچه مردم، به‌دست اینها تباه شده است، این ملت بدبخت مالیات می‌دهد، از هستی و جان خودش پول می‌دهد تا امنیه و پلیس برای امنیتش تهیه شود، این بود امنیت!؟… سینه‌ام گرفت و دیگر نمی‌توانم صحبت کنم.»
«بهبهانی» نماینده دیگر مجلس عنوان می‌کند: «کدام یک از افراد این مملکت از شرق و غرب می‌تواند تصدیق کند که شاه سابق عملی که کرده است از روی رضا بوده است؟ این مأمورینی که دارای این بناهای آسمان خراش شده‌اند از کجا آورده‌اند؟ والله اینها همه مال این بدبخت‌ها بوده است.»«طباطبایی» بازپس‌گیری املاک رضاخان را اینچنین مورد تاکید قرار می‌دهد: «این که آقای مؤید فرمودند چهل و چهار هزار سند مالکیت است که به قول آقای انوار خدا هم این قدر ملک ندارد، این ناچار یک راهی می‌خواهد و اسباب و وسایلی برای انجامش می‌خواهد.»(تا بتوان این تعداد زمین و ملک را به مردم بازگرداند)«دشتی» نماینده مشهور مجلس نیز بیان می‌کند: «املاک را به ضرب شکنجه و به ضرب کتک و چوب و به قیمت خون از مردم گرفته‌اند! مردم را آزار کرده‌اند، بدبخت کرده‌اند، شلاق زده‌اند، تو سری زده‌اند و حبس کرده‌اند و غالب اینها در تبعید و مهاجرت مرده‌اند! به چه کیفیت و مظالمی و به چه فجایع و بدبختی‌هایی این املاک تهیه شده است. اگر اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی نمی‌رفتند شاید تا چهار سال یا پنج سال، دیگر در ایران ملکی برای کسی باقی نمی‌ماند. این کار از ایشان سرایت کرده به دخترانشان، پسرانشان، زنهاشان و همین طور املاک مردم را می‌گرفتند. پانزده میلیون اهالی این مملکت می‌دانند که پادشاه سابق ملک مردم را به غضب و زور گرفته.»
«سیدیعقوب انوار» از زاویه‌ای دیگر بحث را ادامه می‌دهد: «شما خیال می‌کنید آقا که این دوره بیست ساله برای کسی ایمان و عقیده باقی گذاشته‌اند؟ شما باید زحمت بکشید تا این که یک کسی مثل بیست سال قبل پیدا کنید که دارای ایمان و عقیده باشد، باید به قدری زحمت و رنج و خون دل بخوریم و تأسیسات معارفی‌مان را درست کنیم و تبلیغات مسلمانی و اخلاقی در رادیو بکنیم که دو مرتبه مردم را از این بدبختی که بیست سال گرفتارشان کردند برگردانیم، از این روز سیاهی که سابقین برای اینها پیش آوردند برگردند (صحیح است) ببینید مملکت را به چه روز سیاهی دچار کردند! تمام دین و ایمان و عرض و ناموس ما را بردند.»«ملک‌مدنی» علاوه بر اصل ملک، بر پس دادن درآمد حاصل از آن پافشاری می‌کند: «چرا نباید درآمد ملکی که غصب شده به‌صاحبش بدهند؟ ملکی غصب شده و دادگاه تاییدکرده که غصب شده‌است، چرا نباید درآمد آنرا بپردازند؟وزیر دادگستری: فرمایش آقای ملک مدنی راجع‌به پرداخت منافع املاک غصب شده، نظر صحیحی است و اصولاً هم باید این نظر تامین شود، اما غیرعملی است و غیرممکن است بشود تشخیص داد که این منافع املاک چقدر بوده و چه میزان بوده؟ آیا می‌شود عایدات پانزده ساله ملک را معین کرد؟»«مویداحمدی» به ثروت نجومی رضاخان اشاره می‌کند: «میفرمایند از کجا (پول مردم را) بدهند؟ بنده عرض می‌کنم؛ محصول این املاک را چندین سال برده‌اند و میزانش ۶۸ میلیون تومان است!» «دشتی» نیز راجع به همین مبلغ، ابراز می‌دارد: «این ۶۸ میلیون تومان را اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی از سواد کوه که نیاورده بود، از محل استفاده همین املاک بود، از همان محل هم، مال مردم را بهشان بدهید، حق مردم را بدهید.»
۶۸ میلیون تومانی که نمایندگان به آن اشاره می‌کنند، صرفا پولی است که در یکی از حساب های داخلی رضاخان موجود بوده و وزرای دارایی و دادگستری نیز در جلسه ۱۶ مهر ۱۳۲۰ مجلس این مبلغ را ذکر کرده‌اند.برای درک حجم این مقدار پول در سال ۱۳۲۰، باید آن را در قیاس با بودجه وزارت خانه‌ها درنظر گرفت تا قابل لمس شود. به عنوان مثال بودجه وزارت خارجه در همین سال، ۳ میلیون تومان، وزارت دادگستری ۹، وزارت پست و تلگراف ۹، وزارت فرهنگ ۱۹ و وزارت جنگ ۶۹ میلیون تومان بوده است! و همانطور که ذکر شد، فقط در یکی از حساب های بانکی رضاخان، چنین نقدینگی وجود داشته است.