ظریف در دو مقاله‌ای که اخیرا در رسانه‌های غربی نوشته نکاتی را درباره سیاست خارجی ایران در مواجه به غرب و به‌ویژه آمریکا مطرح کرده و از تغییر پارادایم سخن گفته این درحالی است که تاریخ نشان داده غرب در اصل هیچگاه رویکرد همکاری با ایران را مبنای کار خود قرار نداده است.
این روزها «محمد جواد ظریف»‌ دیپلمات و وزیر خارجه پیشین کشورمان در دولت‌های حسن روحانی فعالیت چشمگیری در حوزه انتشار مقالات درباره سیاست خارجی ایران دارد. وی که سعی دارد در رسانه‌های خارجی نقش تئوریسین در فضای بین‌الملل را ایفا کند پیشتر طرحی شبیه به کنسرسیوم درباره برنامه هسته‌ای ایران در روزنامه گاردین منتشر کرده بود. این طرح مورد انتقاد و بحث و بررسی مختلفی قرار گرفت و چند نکته مبنایی درباره طرح ظریف و محسن بهاروند با نام «مناره» عنوان شد. اول اینکه گفته می‌شود طرح هسته‌ای جدید ظریف همان طرح کنسرسیومی قدیمی است که توسط آمریکایی‌ها مطرح شد اما این طرح نیز با مشکلات متعددی مواجه بوده است. «علی اکبر صالحی»‌ وزیر خارجه پیشین و همچنین رئیس سابق سازمان انرژی اتمی درباره مناره یا فانوس دریایی ظریف می‌گوید:‌ «این طرح هم در واقع همان طرح کنسرسیوم در یک لباس جدید است. شاید یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های این طرح مشارکت عمومی در اصل تحقیق و توسعه و مشارکت همه کشورها در تولید سوخت هسته‌ای است که در واقع در چارچوب آن هر یک از کشورهای عضو، بخشی از فرآیند تولید سوخت هسته‌ای را بر عهده بگیرند.»وی می‌افزاید:‌ «در واقع این ایده هم، تکرار همان ایده کنسرسیوم، در قالبی جدید است که تشویق به همکاری منطقه‌ای و با هدف مشارکت جمعی کشورهای خاورمیانه، به جز طرفی که تمایل به داشتن سلاح هسته‌ای داشته‌باشد یا سلاح هسته‌ای در اختیار داشته‌باشد، است که در واقع تضمین عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای در بین کشورهای عضو این سازوکار است.»
درواقع طرح ظریف همان طرح کنسرسیوم است که به نوعی ایرانیزه شده است.مریکایی‌ها در پیش از انقلاب اسلامی نیز برای موضع هسته ایران خیلی مانع‌تراشی کردند، اما با پیگیری‌هایی که دکتر «اکبر اعتماد» نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران کرد، عاقبت بحث کنسرسیوم تولید سوخت هسته‌ای پیش آمد. پیشنهاد آمریکایی‌ها این بود که کنسرسیوم سوخت هسته‌ای خارج از خاک ایران باشد و ایران فقط به عنوان یک عضو در چنین کنسرسیومی مشارکت داشته‌باشد. اما دکتر اعتماد این پیشنهاد را نمی‌پذیرفت.این طرح در زمان مذاکرات هسته‌ای اخیر که به طور غیر مستقیم میان آمریکا و ایران انجام می‌شد و عاقبت در میانه مذاکرات آمریکا و رژیم صهیونیستی در قالب ائتلافی جنگی 12 روزه علیه کشورمان به راه انداختند.نکته دیگر این طرح این بود که با توجه به رفتار آژانس انرژی اتمی که بهانه حمله به ایران را به آمریکا و رژیم صهیونیستی داد به نظر نمی‌رسد با شیوه قبلی بتوان با آژانس تعامل کرد. این درحالی است که در طرح مناره ظریف به نقش آژانش در این حوزه تاکید شده است.
موضوع دیگری که همواره مطرح بوده است اصل غنی‌سازی در خاک ایران بوده که در این طرح نادیده گرفته شده است. سال‌هاست که ایران برای غنی‌سازی در خاک خود با غرب پای میز مذاکره رفته است و خود ظریف نیز 8 سال در سمت وزیر خارجه دولت روحانی در این راه اقدام کرد و حاصل آن برجام بود. حالا خود ظریف طرحی که غنی‌سازی هسته‌ای صلح آمیز در خاک ایران است را به عنوان یک حق اساسی نفی می‎‌کند. این در شرایطی است که کارشناسان مطرح می‌کنند که طرح کنسرسیوم عملا بازهم نوعی بازتولید بی‌عملی آمریکا و سر کار گذاشتن ایران در حوزه هسته‌ای است و حتی در سطح تحقیق و پژوهش هسته‌ای نیز نمی‌تواند منویات ایران در این حوزه را پوشش دهد و ممکن است با قبول این موضوع به طور کل ایران بیشتر یک قدم به طرف مقابل که با بی‌عملی تنها به دنبال تخریب برنامه هسته‌ای ایران است،‌ به طور قانونی برنامه هسته‌ای کشورمان را محصور و از بین ببرد. درواقع مطرح می‌شود که مناره بیشتر در آینده به قفس هسته‌ای کشورمان بدل می‌شود.مهمترین نکته اینکه ارائه این نوع طرح‌ها که گفته شده از زمان قبل از انقلاب مطرح شده است در فضای پساجنگ 12 روزه و حمله نظامی آمریکا به سه سایت هسته‌ای کشورمان بسیار دیر شده است و آمریکایی‌ها نشان داده‌اند که بیشتر به دنبال نابودی کلی برنامه هسته‌ای ایران هستند. حالا در این گیر و دار ظریف بازهم اقدام به انتشار مقاله‌ای دیگر این بار در مجلسه فارین پالیسی کرده است و از تغییر پارادایم از درون ایران سخن گفته است.
وی در این مقاله عنوان کرده است که «ایران که نشان داده طعمه آسانی نیست و می‌تواند در برابر دو متجاوز مسلح به سلاح هسته‌ای دوام بیاورد، ظرفیت آن را دارد که از رویکردی متمرکز بر مقابله با تهدیدهای دائمی به رویکردی متمرکز بر بهره‌برداری از فرصت‌ها گذار کند.»در این مقاله پارادایم به معنی «الگو یا چارچوب فکری حاکم» است و زمانی که از تغییر آن صحبت می‌شود به این معناست که وقت آن است که نگاه و رویکرد کلی ایران به موضوعات بین‌المللی تغییر کند. اما نکته انحرافی این است که ظریف رویکرد تقابل را از درون ایران نیز می‌بیند؛ این درحالی است که رویکرد تقابل از خارج علیه ایران وجود دارد. ظریف درحالی از بستن راه دیپلماسی انتقاد می‌کند که طرف مقابل راه زور و جنگ را در پیش گرفت.این درحالی بوده که ایران در میانه مذاکرات با آمریکا بود. مذاکراتی که کم کم به طرف تهدید و در اثنای آن به جنگ علیه ایران ختم شد. اگر پیام ظریف به سمت غرب است که دست از منازعه با ایران بردارید و به پای میز مذاکره باز گردید بازهم پیام چندان کاملی نیست. چراکه رویکرد مذاکره با ایران باید با توجه به حقوق کشورمان در نظر گرفته شود اما وقتی به پیام ظریف نگاه می‌کنیم هر دو طرف را دراین ماجرا مقصر دانسته و سعی دارد با یک میانه‌روی اشتباه ایران را نیز در این منازعه دخیل بداند. این در شرایطی است که طرف مقابل با همه امتیازاتی که به آن خصوصا در دوره ظریف داده شد بازهم راه مخاصمه را پیش گرفت.موضوعی که پیشتر برخی از اقتصاددانان اصلاح‌طلب بعد از جنگ 12 روزه آن را مطرح کردند و حالا ظریف در حوزه بین‌المللی آن را تکرار می‌کند.
این درحالی است که طرف مقابل باید رویکرد خود علیه ایران را تصحیح کند؛ رویکردی که غرب تا همین امروز نشان داده که در این مسیر نیست و حتی با فشارهای بین‌المللی همچون «مکانیسم ماشه»‌ سعی دارد فشار علیه کشورمان آن هم پس از یک جنگ و حمله به برنامه هسته‌ای کشورمان اعمال کند؛ این در شرایطی است که در حوزه بین المللی گفته می‌شود سه کشور اروپایی که در برجام هیچ اقدامی انجام نداده‌اند و به بی‌عملی درباره برجام محکوم هستند و متحد آنان یعنی آمریکا در زمان ترامپ اول از برجام یکطرفه خارج شده، حق اعمال چنین مکانیزمی را نیز ندارند. خود ظریف اخیرا طی مصاحبه‌ای عنون کرده بود که «درباره اینکه توقع داشتیم اروپا اینستکس را بتواند راه‌اندازی کند، اشتباه می‌کردیم به‌خاطر اینکه اروپا اصلا حوزه رقابت خود با آمریکا را در موضوعات تجاری و مالی تعریف نکرده است.»بنابراین این طرح نیز مانند موارد گذشته اگر هم با گام سازنده ایران همراه شود با توجه به اینکه غرب هیچگاه در مبنا رویکرد همکاری با ایران را قبول نداشته، قدمی برای آن بر نمی‌دارد.