حذف برابر گریمزبی، تیم دسته چهارمی برای یونایتد دردناک است. به‌خصوص که نسلی که به آن امید داشتند هم یک‌یک در حال ترک تیم هستند.
یک تصویر، یک‌لحظه و هزار رویا؛ فوریه ۲۰۲۴، وقتی آلخاندرو گارناچو گل دوم منچستریونایتد را به وستهام زد، شادی‌اش بر روی تابلوی تبلیغاتی به عکس نمادینی تبدیل شد. کنار او، کوبی ماینو و راسموس هویلوند ایستاده بودند؛ سه ستاره نوجوانی که قرار بود آینده باشگاه باشند.
اما هجده ماه بعد، آن تصویر بیش از امید، نمادی از سراب در منچستریونایتد است. دو شب پیش خبر رسید که یونایتد با فروش گارناچو به چلسی به مبلغ ۴۰ میلیون پوند موافقت کرده؛ بازیکنی که یک سال قبل دومین استعداد ارزشمند زیر ۲۱ سال جهان شناخته شده بود. ماینو هم پس از نیمکت‌نشینی‌های پیاپی، درخواست انتقال قرضی داده و هویلوند در آستانه جدایی به ناپولی قرار دارد.این تغییرات ناگهانی، سؤالی بزرگ را به ذهن می‌آورد: چه شد که نسل امیدبخش یونایتد چنین سریع سوخت؟
منچستریونایتد زیر نظر روبن آموریم تنها ۷ پیروزی در ۲۹ بازی لیگ داشته و تنها ۳۳ گل زده؛ آماری که او را در کنار بدترین مربیان تاریخ لیگ برتر قرار می‌دهد. در این میان، سیاست‌های کوتاه‌مدت و فروش بازیکنان جوان، نشان از ادامه همان چرخه اشتباه دارد که باشگاه طی یک دهه پس از بازنشستگی فرگوسن گرفتار آن شده است.باشگاه زیر سایه مالکیت خانواده گلیزر، مسیرش را گم کرده. از اتاق مدیریت تا رختکن، همه چیز در بحران است. حتی مربیان هم دوام نمی‌آورند. آموریم باانرژی و کاریزما آمد، اما حالا خسته و ناامید به نظر می‌رسد، انگار خودش هم باور ندارد بتواند این تیم را تغییر دهد.شکست تحقیرآمیز برابر گریمزبی تاون در جام اتحادیه، در بادوباران، گواه همین وضعیت بود. او روی خط کنار زمین بی‌رمق و سرخورده دیده می‌شد، حتی جرئت نکرد پنالتی‌ها را نگاه کند. بعد از بازی هم از بازیکنانش به‌شدت انتقاد کرد.بازیکنان سابق از «جو سمی» باشگاه می‌گویند و حتی لوک شاو اعتراف کرده: «محیط اینجا ناسالم است.» مدیران تازه‌وارد مثل سر جیم رتکلیف هم با وجود وعده‌های اصلاحی، هنوز نتوانسته‌اند فرهنگ مسموم را تغییر دهند.
برای هواداران، دیدن سقوط ستارگانی که قرار بود آینده را بسازند، دردناک است. لحظه درخشان گل گارناچو مقابل وستهام حالا فقط خاطره‌ای گذراست؛ یادآوری اینکه در اولدترافورد امروز، هیچ‌چیز خوبی برای مدت طولانی دوام نمی‌آورد.آینده آموریم و باشگاه همچنان نامعلوم است، اما یک چیز روشن است: در منچستریونایتد امروز، اعتماد و امید همان قدر زود از دست می‌رود که یک عکس زیبا، به کابوسی نمادین بدل می‌شود.