مسجد مقدس جمکران تنها یک مکان تاریخی نیست؛ برای بسیاری از منتظران، نمادی از پیوند با امام زمان (عج) است. محبوبه سادات میره‌ای، یکی از خادمان این مسجد، از معجزاتی می‌گوید که در سه‌شنبه‌های مهدوی با چشم خود دیده است.
سه‌شنبه ‌شب‌های جمکران حال و هوای خاصی دارد؛ بعضی در گوشه‌ای آرام مشغول نماز و دعا هستند، بعضی میان جمعیت قدم می‌زنند و حرف دلشان را با امام زمان (عج) در میان می‌گذارند. در همین شلوغی، گاهی یک گفت‌وگوی کوتاه سرنوشت یک نفر را تغییر می‌دهد.یکی از خادمان مسجد، شبی را به یاد دارد که مادری نگران، دختر نوجوانش را به او سپرد و خواهش کرد با او درباره حجاب صحبت کند. کنار دختر نشست؛ نه قضاوتی کرد و نه نصیحتی طولانی. فقط گفت: «اگر هفته آینده با یک حجاب قشنگ بیایی، همین‌جا خادم امام زمان می‌شوی و به او و زائرانش خدمت می‌کنی.» دختر با لبخندی مردد رفت.هفته بعد اما بازگشت؛ این بار با حجابی آراسته و چشم‌هایی پر از شوق. مادرش با ناباوری می‌گفت: «هرچه من می‌گفتم، گوش نمی‌داد…»؛ ردّی از عنایت امام زمان (عج) در میان بود، عنایتی که دل نوجوان را نرم کرد و راه تازه‌ای پیش پایش گذاشت.جمکران تنها یک مسجد تاریخی نیست؛ نشانه‌ای است از پیوند زائران با امام عصر (عج) و راهی که در «طریق المهدی» به زندگی مردم جاری می‌شود. خاطرات سه‌شنبه‌شب‌ها پر است از لحظاتی کوچک و معجزه‌آسا؛ از «شیرکاکائوی جادویی» تا تجربه‌ای که خدمت را به یک سبک زندگی خانوادگی تبدیل ساخت.

*وقتی سه‌شنبه تمام می‌شود، غصه‌دار می‌شوند

«از همان روز اول، این کار برای ما فقط یک برنامه نبود، یک سبک زندگی شد.» محبوبه سادات میره‌ای هر سه‌شنبه را به چشم آغاز تازه‌ای می‌بیند. می‌گوید: «وقتی سه‌شنبه تمام می‌شود، با همسرم می‌نشینیم و فکر می‌کنیم هفته بعد چه کنیم.» همین جمله ساده تصویری روشن از مسیری است که او چهار سال پیش واردش شد؛ مسیری که از یک پیشنهاد کوتاه در نیمه شعبان آغاز شد و حالا به رسم ثابت زندگی‌اش تبدیل شده است؛ روزهایی که همزمان با ولادت مبارک امام زمان (عج) رنگ و بوی خاصی پیدا می‌کند و نشاط معنوی بیشتری به همراه دارد. آن روز، آقای باقری، مسئول موکب طریق المهدی، رو به او و دوستش گفت: «ما نیروی خانم نداریم، اگر دوست دارید با ما همکاری کنید.» و آن‌ها از خدا خواسته پذیرفتند. این آغاز راهی بود که «محبین» را به «محبان» پیوند داد و موکب داری را به دست این بانو و دوستانش سپرد. موکبی که حتی با بیماری سخت آقای باقری تعطیل نشد و به قول محبوبه سادات، «پرچم زمین نماند».

*روایت عاشقی در سه‌شنبه‌های مهدوی

سه‌شنبه‌های مهدوی برای محبوبه سادات تنها یک روز مشخص از تقویم نیست؛ تکرار عهدی است که هر هفته تازه می‌شود؛ خدمتی صمیمی، لبخند رضایت زائران و امیدی عمیق به اینکه این تلاش‌های کوچک در مسیر محبت امام زمان (عج) معنا پیدا کند. در میان خاطراتش از این سال‌ها، یک اتفاق هنوز برایش روشن‌تر از بقیه است. شبی که در حین آماده‌سازی پذیرایی، همه چیز خراب شد و دلش شکست. همان‌جا، با توکل به امام زمان (عج)، ورق برگشت و پذیرایی‌ای که تصور می‌کرد از دست رفته بود، به بهترین خاطره خدمت تبدیل شد. او می‌گوید: «گاهی در این مسیر، حتی اشتباهات کوچک هم با برکت همراه می‌شود. یک بار برای پذیرایی، شیرکاکائو درست کرده بودیم. شکر را روی المنت‌های برقی ریختم و همه چیز سوخت و سیاه شد. آن لحظه خیلی ناراحت شدم. رو به گنبد کردم و گفتم یا امام زمان! آبروی ما را حفظ کن.» این توکل، به یک معجزه کوچک تبدیل شد. شیرکاکائوی سوخته، با اضافه شدن مقدار کمی کاکائو، چنان خوشمزه شد که رهگذران مشتاقانه طعم آن را می‌پرسیدند. همه می‌پرسیدند: «ترکیبات این چیه که انقدر خوشمزه است؟» و محبوبه سادات در جواب می‌گفت: «هیچی، دست امام زمان بوده!» سه‌شنبه‌های مهدوی، برای محبوبه سادات و خانواده‌اش، تنها به یک مکان خاص محدود نمی‌شود، بلکه به یک سبک زندگی تبدیل شده است که هر هفته با عشق و تلاش برای پذیرایی از منتظران تکرار می‌شود.

*بیعت با امام زمان؛ معنا و مصادیق آن در عصر غیبت

بیعت با امام زمان (عج)، مفهومی فراتر از یک پیمان تاریخی است؛ یک پیمان روزانه با یک امام زنده و حاضر است. محبوبه سادات میره‌ای بیعت را این‌ گونه تعریف می‌کند: «بیعت با امام زمان، یعنی هرچه شما بگویید.» این سخن ساده، عمقی از تسلیم و اطاعت را در خود نهفته دارد. او به تأثیر این بیعت در زندگی شخصی‌اش اشاره می‌کند: «سال‌های اول، اخلاقم شاید خیلی خوب نبود. وقتی برخی از خانم‌ها بی‌ادبی می‌کردند، زود ناراحت می‌شدم. اما با بیعت، صبرم زیاد شد. این هم از عنایات امام زمان است.» بیعت در روزگار امروز فقط یک واژه نیست؛ مصادیقش را می‌توان در زندگی روزمره دید.محبوبه سادات می‌گوید: «امام زنده‌اند و نایبشان امام خامنه‌ای است. پس هر قدمی که در حمایت از آرمان‌های انقلاب برداشته می‌شود، در واقع یک بیعت تازه با امام است.»

*نقش خانواده در تربیت نسل منتظر

خانواده، به عنوان کانون اصلی تربیت، نقشی بی‌بدیل در پرورش نسل منتظر دارد؛ نقشی که محبوبه سادات در زندگی خود به‌خوبی نشان داده است. او باور دارد: «بچه‌ها آن چیزی نمی‌شوند که می‌خواهی، آن چیزی می‌شوند که می‌بینند.» این اصل، در رفتار و سبک زندگی خودش هم نمود پیدا کرده است. سال‌های اول، وقتی برای بسته‌بندی نذری‌ها در خانه آماده می‌شد، دخترانش با تعجب می‌گفتند: «مامان! چرا همه کارها را خودت انجام می‌دی؟» و او تنها یک پاسخ داشت: «خادم امام زمان باید این‌گونه باشد.» امروز همان دختران که ازدواج کرده‌اند، همراه با فرزندانشان پای کار می‌آیند و با علاقه کمک می‌کنند. محبوبه سادات با لبخند می‌گوید: «آن‌ها هم امام‌زمانی شده‌اند.» این فرهنگ حتی به نسل بعد هم رسیده است. نوه یک‌ونیم ‌ساله‌اش در ایام محرم و صفر، با لباس عربی که خانواده برایش می‌پوشاند، با ذوق می‌گوید: «می‌خواهم خادم امام زمان باشم.» روایت محبوبه سادات نشان می‌دهد که تربیت مهدوی بیش از آنکه در توصیه و تکرار خلاصه شود، در سبک زندگی والدین و الگویی که به چشم فرزندان می‌آید شکل می‌گیرد؛ آرام، مداوم و از دل زندگی روزمره.